تبليغاتX
وبلاگ گروهی آرشیویستهای ایران
 

از رنجی که می بریم ....

برگزاری مراسم روز اسناد ملی در روز ۱۷/۲/۸۷ باحضور آقای اشعری، دکتر رضائی شریف آبادی، دكتر خسروي و اهداگران اسناد و کارشناسان مدیریتهای مختلف معاونت اسناد در تالار گنجینه برگزار شد.

غالبا"درچنین مناسبتهای گزارش روند فعالیتهای انجام شده هر سازمانی در پایان هر سال به نحو شایسته ای باید ارائه گردد تا پیش روی راه سال دگر باشد  اما افسوس این گردهمایی  نه در حوزه آموزشی پژوهشی و تحقیقاتی هیچ نقش هدفمندی نداشت .

وجود و نبود سازمان اسناد ملی به عوامل متعددی مربوط است که مهمترین آنان فرهنگ یک کشور است پس باید تصمیمات اجرائی برای شکوفایی و  بالندگی فرهنگ کشور مابر اساس شورای کارشناسان آرشیویست سند پژوه این سازمان   صورت گیرد کار تخصصی پژوهش و آموزش که مبنای اصلی کار سازمان اسناد است باید بنا بر اصول انجام پذیرد .مشکل مشکل اقتصادی یا فرهنگی نیست در اصل مشکل در نقصان اطلاع رسانی شفاف است باید دغدغه ها را شناخت . بر رسی تاریخچه . اقدام بدون شتابزدگی بر ا ساس پایه و اصول از جمله اقداماتی است که تصمیم گیران باید در این خصوص انجام بدهند واز نابودی گنجینه های مکتوب جلوگیری کرد . باید ذهن های خلاق بکار افتنند و نشستهای مشترک گذاشته شوند تا بتوان کار را بصورت گروهی پیش برد و جایگاه و نقش اسناد ملی باید به صورت مکتوب برای آیندگان شناسانده شود و به گوش مسئولان برسد و همانا بهترین افراد  برای انجام این امر مهم اعضای همین خانواده اند  .


 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري شنبه 28 اردیبهشت1387 موضوع : همايش ها و نشستها | لینک ثابت


روش نگهداري اسناد فرهنگي و ملي به ديجيتالي تبديل مي شود

رئيس سازمان اسناد ملي كشور: روش نگهداري اسناد فرهنگي و ملي به ديجيتالي تبديل مي شود

رئيس سازمان اسناد ملي و مشاور فرهنگي رئيس جمهور گفت: نگهداري آثار فرهنگي و اسناد ملي از كاغذ به شيوه ديجيتالي تبديل مي شود.
به گزارش واحد مركزي خبر از زاهدان محمدعلي اشعري ديروز در ديدار با نماينده ولي فقيه در استان سيستان و بلوچستان با اشاره به ضرورت حفظ و نگهداري آثار و اسناد ملي و فرهنگي كشور گفت: اكنون آثار و اسناد فرهنگي بسيار معتبري همچون آثار صدرالمتألهين و ميرداماد در گنجه هاي اسناد ملي كشور نگهداري مي شود.
وي توزيع كتاب بين كتابخانه هاي مدارس كشور را برنامه هاي فرهنگي سال آينده سازمان اسناد ملي كشور اعلام كرد.
رئيس سازمان اسناد ملي كشور صبح ديروز از كتابخانه مرحوم كامبوزيا و ساختمان در حال ساخت اسناد ملي سيستان و بلوچستان بازديد كرد.


 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري سه شنبه 24 اردیبهشت1387 موضوع : همايش ها و نشستها | لینک ثابت


روز اسناد ملي

روز اسناد ملی (2)

  
حضور پررنگ سازمان اسناد ملی در نمایشگاه کتاب

سازمان «اسناد و کتابخانه ملی ایران» در بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران و همزمان با روز اسناد ملی، به نمایش فعالیت‌های خود می پردازد. پوسترهایی از سندهای تاریخی تزیین بخش این غرفه اند./

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، غرفه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، همزمان با روز اسناد ملی در بیست و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، حضور فعالی دارد.

در این غرفه اسناد و آثاری چون: «بهجت الروایح، رساله در علوم موسیقی از قرن ششم اثر عبدالمومن بن صفی الدین وشمگیر جرجانی اهدایی به سلطان محمود غزنوی»، «شرح اشارات ابن‌سینا اثر خواجه نصیرالدین طوسی از قرن هفتم به خط مولف»، «رساله جهادیه از میرزا بزرگ قائم مقام» که درباره مقابله با قوای اشغالگر روسیه در ایران در اوایل قاجار نگاشته شده، بخشی از کتاب «الوافی اثر ملامحسن فیض کاشانی» که به خط نسخ در دوره صفویه نوشته شده و چند سند دیگر عرضه شده‌اند.

علاقمندانی كه به این غرفه می آیند می‌توانند علاوه بر استفاده از این اسناد، سوالات خود را مبنی بر چگونگی استفاده از اسناد تاریخی و کتاب های کتابخانه ملی مطرح کنند.

فریبرز خسروی، معاون اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی در این باره می گوید: هر سند دولتی بعد از
۱۵ سال راکد می شود و طبق قانون باید به سازمان اسناد سپرده شود. در این بین برخی که ارزش نگهداری و ماندگاری ندارند، مانند برگه‌های مرخصی امحا و برخی دیگر مانند مکاتبات بین دستگاه‌ها و اسناد مالی حفظ می‌شوند. در این بین اسناد قوه قضاییه و وزارت امور خارجه خیلی مهمند

وی به سه اداره شناسایی و گردآوری، اداره ارزشیابی اسناد و اداره مخازن و اطلاع رسانی اشاره می‌کند که هریک وظیفه خاص خود را دارند. خسروی می گوید: اسنادی که در مرحله ارزشیابی، واجد شرایط ارزش نگهداری دایمی تشخیص داده می‌شوند بنا به اولویتهای از پیش تعیین شده که عمدتا بر پایه دو عنصر «اهمیت» و«قدمت» هستند به بخش تنظیف و ضدعفونی ارسال، سپس به واحد تنظیم و توصیف منتقل می‌شوند. در این بخش ضمن بررسی و مطالعه محتوای آنها، فهرست موضوعی و توصیفی (محتوایی و فیزیکی) اسناد تهیه و در چارچوب عناصر اطلاعاتی مندرج در کاربرگه‌های تنظیم و توصیف، ثبت می‌شوند

بدین ترتیب بعد از سپری شدن این مراحل این اسناد به بخش آرشیو ملی سپرده می‌شوند که از مهمترین وظایف آرشیو ملی برنامه ریزی برای شناسایی ، انتقال و نگهداری اسناد با ارزش نگهداری دایمی است.


 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري سه شنبه 24 اردیبهشت1387 موضوع : همايش ها و نشستها | لینک ثابت


مهد علیا ،آمیزه ای از دسیسه و دانش

«مهدعليا» مادر «ناصرالدين‌شاه» در تاريخ دوره‌ي قاجار، حضوري همه جانبه و انکار ناپذير داشته است. اگر شاه قاجار بر تخت سلطنت مي‌نشسته و به اميران و زيران خويش در رابطه با کارهاي مملکتي دستور مي‌داده است، «مهد عليا» در قصر خويش، دور از تاج و تخت رسمي شاهانه، سر رشته‌ي ناديدني و گاه حتي ناخواندني بسياري از کارها را در دستان خود داشته است. اي کاش اين قدرت ناديدني و گسترده، تنها در جهت آباداني کشور به کار مي‌رفت. دريغ عميق انسان بر آنست که ناداني و فساد، آن همه هوشياري و توانايي انساني را در راه بيداد و ويرانگري به کار انداخته بود.

نفوذ زنان درباري و خواجه‌سرايان حرم در امور مملکتي، بدون ترديد در ساختار سياسي کشور نيز تأثير داشته‌است. شوراهاي غير رسمي که در حرم با حضور زنان و سوگلي‌ها و به‌ويژه شخص «مهدعليا» مادر «ناصرالدين‌شاه» صورت مي‌گرفته، در بسياري مواقع نقشي مخرب داشته‌است.

در اين زمينه نيز نکات بسياري ناگفته مانده است. نکاتي که هميشه به‌صورت عوامل کارساز پشت پرده و ظاهراً ناديدني خود را نشان داده است. در اين ميان نقش «مهدعليا» در بسياري از دسيسه‌ها و دهن‌بيني‌هاي ويرانگر، بيشتر از هر زني به‌چشم مي‌خورد. «اميرکبير» وزير دلسوز و کاردان اين دوره، بارها از دخالت بي‌مورد او در کارهاي خطير کشوري، نزد شاه شکايت برده‌ بود.

«مهدعليا»، همسر «محمدشاه» و مادر «ناصرالدين‌شاه قاجار» است که پس از به سلطنت رسيدن شوهرش، لقب «مهدعليا» يافت. ناصرالدين‌شاه، مادر خود را بيشتر «نواب» يا «خانم» خطاب مي‌کرد. اين زن در سن شانزده سالگي با «محمد‌شاه» ازدواج کرده بود، در بيست و هفت‌سالگي، «ناصرالدين ميرزا» را به دنيا آورده بود و آنگاه در چهل‌سالگي بيوه ‌شده بود.

«دوست‌علي‌خان معيرالممالک» (نتيجه‌ي پسري مهدعليا) در باره‌ي اخلاق و رفتار او مي‌نويسد:

« «مهدعليا»، به ظاهر زيبا نبود ولي از موهبات معنوي بهره‌اي بسزا داشت. بانويي پرمايه و باکفايت بود. ادبيات فارسي و قواعد زبان عربي را نيک مي‌دانست و خط درشت و ريز، هر دو را خوب مي‌نوشت. به مطالعه‌ي تاريخ و ديوان اشعار شعرا رغبتي وافر داشت و کتابخانه‌ي خصوصي او را، اين دو نوع کتاب تشکيل مي‌داد. گاهِ سخن، شيرين‌گفتار و به وقت محاوره، حاضرجواب بود. امثال و حکايات و اشعار بسيار، از بر داشت و ضمن گفتگو، آنها را در جاي خود به‌کار مي‌برد.»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري شنبه 17 آذر1386 موضوع : منتخب اسناد | لینک ثابت


کافه نادری

کافه و هتل نادري در سال 1306 توسط يک مهاجر روس به نام خاچيک ماديکيانس ساخته شد. کافه نادري به دليل قرار گرفتن در خيابان نادري(جمهوري فعلي) به اين نام انتخاب شد. اين شخص براي اولين بار در تهران به کار شيريني پزي پرداخت و بعد از مدتي در کنار کافه نادري هتلي به همين نام احداث کرد. هتل نادري بعد از گراندهتل دومين هتل ساخته شده در تهران بود. هم اکنون نوه هاي خاچيک ماديکيانس، مالکان فعلي هتل و کافه نادري هستند.

از معماري قديمي کافه نادري ديگر اثري باقي نمانده، پس از آتش سوزي که در دهه پنجاه به خاطر بي احتياطي يکي از مشتريان که هنگام چرت زدن سيگارش روي تخت مي افتد، ساختمان آتش مي گيرد شکل سنتي و اوليه بنا که در معدود عکس هاي به جا مانده مشخص است از بين مي رود و مجموعه بازسازي شده شکل مدرن تري به خود مي گيرد و ظاهري شبيه ساختمان هاي دهه پنجاه پيدا مي کند.

اگر به کافه نادري سري بزنيد متوجه مي شويد بيشتر کساني که در کافه نادري کار مي کنند، از گفت وگو طفره مي روند. گارسون هاي کافه نادري از مشتريان جوان کافه مسن تر هستند. بيشتر آنها نزديک به 45 سال است که در اين کافه قهوه درست و از مشتريان پذيرايي مي کنند. بنا به گفته يکي از گارسون هاي کافه، آنها با تهديد و زور هم از اين کافه نخواهند رفت.


 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري شنبه 10 آذر1386 موضوع : عمومی | لینک ثابت


آرامگاه ظهیرالدوله

آرامگاه ظهیرالدوله:

در مجاورت کوه دربند بر سر راه امامزاده قاسم شمیران گورستانی است به مساحت تقریبی 4000 مترمربع که مدفن برخی شعرا ـ ادبا ـ موسیقیدانان و مخصوصا رجال سیاسی ـ  دراویش و مردم عادی است. اولین کسی که در این آرامگاه دفن شد علیخان ظهیرالدوله از رجال خوش نام زمان قاجار است که بعدا و به مرور دیگران هم چه از مریدان او و چه از رجال سیاسی و هنرمندان دراین مکان دفن گردیدند. و اکنون این آرامگاه را موزه ای می دانند که نمونه های فرهنگ و هنر و تاریخ دو قرن را در خود جای داده است.

اما قبل از اینکه به کالبدشکافی آرامگاه ظهیرالدوله بپردازیم آن است که ابتدا  گذری بر تاریخ کنیم وبدانیم که خود ظهیرالدوله کیست و در اینجا چرا مدفون است؟                                              

ظهير الدوله


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري شنبه 19 آبان1386 موضوع : مقالات | لینک ثابت


تهران قديم-استاد سيد عبدالله انوار (بنیاد ایران شناسی-تهران. 1386)

تهران در گذر تاريخ

نام تهران برای نخستین بار در یكی از نوشته‌های تئودوسیوس یونانی در حدود اواخر سده دوم پیش از میلاد به عنوان یكی از توابع ری ذكر شده‌است.

با اين حال قدیمی‌ترین سند فارسی موجود درباره نام تهران نشان می‌دهد كه تهران قبل از سده سوم هجری قمری وجود داشته است، زیرا نویسنده‌ای بنام ابوسعد سمعانی در كتاب خود از شخصی بنام ابوعبدلله محمد ابن حامد تهرانی رازی نام می‌برد كه اهل تهران ری بوده و در سال 261 هجری قمری برابر 874 میلادی در گذشته است.

ابوالقاسم محمد ابن حوقل به سال 331 هجری قمری در توصیف شهر تهران نوشته است كه: تهران در شمال شهر ری واقع شده است و دارای باغهای فراوانی است و میوه آن بسیار متنوع است.

ابواسحاق استخری در كتاب المسالك و الممالك به سال340 هجری قمری درباره تهران به تفصیل سخن گفته است و ابن بلخی در كتاب خودش به نام فارسنامه كه حدود سال های500 هجری قمری نوشته است از آثار تهران سخن به میان آورده است.

نجم الدین ابوبكر محمد ابن علی ابن سلیمان راوندی در كتاب معروف خویش به نام راحه الصدور به سال 599 هجری قمری روایت كرده است كه مادر سلطان ارسلان سلجوقی كه در سال 561 هجری قمری از ری قصد عزیمت به نخجوان را داشت در نزدیكی تهران فرود آمد و درهمان ایام خود سلطان نیز در دولاب كه ناحیه ای در جنوب خاوری تهران است اقامت داشت.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري دوشنبه 23 مهر1386 موضوع : همايش ها و نشستها | لینک ثابت


ادامة مطلب شعائر ملي سيد ضياءالدين طباطبائي

ملل را نبايد رمه گوسفند فرض كرده و براي آنها چوپان را لازم دانست. مللي كه بشخصيت خود وافق هستند از داشتن رجال مطلق العنان بايد خود را مستغني بدانند. ملل بداشتن مربي، مقتدا، هادي و مشفق احتياج دارند. اسلحه برندة اين هاديان و مربيان فقط منطق و حكمت، تفكير و معرفت بايد باشد. استدلالات، راه‌نمائي و نصايح آنان بايد بقدري قوي و منطقي باشد كه اهتزاز افكارشان بتواند امواج هرزه و پراكنده افكار متشتت را به قوت جاذبة جذب و به محور دانش و نقطه خرد تمركز دهد.

اگر براي مبالغه در نزاكت و ادب سهل القبولي در زندگاني افراد جائز تصور شود، در زندگاني سياسي و اجتماعي ملل تا آن درجه كه آزادي ديگران را مقيد نسازد سهل القبول نبودن فوائدي را در بردارد . . .


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري چهارشنبه 28 شهریور1386 موضوع : منتخب اسناد | لینک ثابت


هشتادمین سالگرد روابط تاریخی ایران و لهستان

به لطف پروردگار منان و حسن نظر مسئولین دوراندیش سازمان اسناد و کتابخانه ملی به ویژه مدیریت محترم اداره کل تنظیم و پردازش اسناد، نگارنده موفق شد طی دعوت مدیرکل اسناد و تاریخ دیپلماسی آقای سید اصغر قریشی، در میزگردی که به مناسبت هشتادمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک میان ایران و لهستان در تاریخ 14/6/86 از ساعت 30/8 - 30/12 در محل سازمان ایرانی مجامع بین‌المللی واقع در حوزه معاونت آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه برگزار شد، شرکت نماید.

گزارش حاضر، حاصل گفتگوها و سخنرانیهای میهمانان مدعو ایرانی و لهستانی در این میزگرد فرهنگی و اقتصادی و سیاسی است که به نظر خوانندگان گرامی می‌رساند.

 

         در ادامه مطلب می توانید گزیده تصاویر ارائه شده را نیز مشاهده نمایید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري دوشنبه 19 شهریور1386 موضوع : همايش ها و نشستها | لینک ثابت


شعائر ملي سيد ضياءالدين طباطبايي

بنام خدا و ايران

 

تراوش  انديشه و خامة

 

سيد ضياء الدين طباطبائي

 

ميشنوم كلاه پوست گذاردن اينجانب سبب گفتگوهائي شده و در اين باب سخناني شنيده ميشود و در نتيجه خيرخواهان ذهن مرا متوجه ساخته معتقد هستند نظر خود را در اين موضوع اظهار دارم.

***

چنانچه بسياري مي‌دانند از طفوليت عمامه بر سرداشتم و پس از مراجعت از اروپا در سنه 1912 ميلادي نيز عمامه را ترك نكردم با آنكه عمامه در آن اوقات مبتذل شده و بعضي ها اين سرپوش را بر سر ميگذاردند تا بدينوسيله وقر و اعتباري پيدا كنند لكن اگر نااهلاني خود را بپوششي بيارايند دليل آن نيست كه ديگران دستار خود را از دست بدهند.

تهي يا پر بودن مغز، وجود يا قفدان فضائل نفس ابداً ارتباطي با سرپوش و لباس انسان ندارد. ظاهر آراسته يا ژنده تأثيري در افكار و خيالات يا روشن فكري كسي نمي‌كند و با آنكه تمام برادران خود را تشويق باستعمال كلاه پوستي كردم خود عمامه را نگاه داشتم زيرا از بچگي بدان معتاد بودم و نخواستم براي خاطر كلاه پوشان عمامه را ترك كنم.

در سنة 1917 ميلادي زمان جنگ بزرگ پس از مراجعت از لنينگراد و همچنان در سنة 1920 پس از فراغت از سفارت و رياست هيئت اعزامية فوق‌العاده ايران در قفقازيه مجدداً عمامه را بر سر گذاردم و فقط پس از كودتاي سوم حوت و قبول رياست وزراء عمامه را به كلاه تبديل دادم زيرا نخواستم در اين مورد بدعتي ايجاد و هر عمامه بسري را بخيال رياست وزارء اندازم.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري دوشنبه 12 شهریور1386 موضوع : منتخب اسناد | لینک ثابت


یک آرشیویست حرفه ای

كاريكاتوري از يك آرشيويست حرفه اي

 


 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري سه شنبه 30 مرداد1386 موضوع : مدیریت اسناد | لینک ثابت


یک مشروطه خواه آمریکائی

 

آرامگاه هاوارد باسكرويل يك مشروطه خواه آمريكائي

هاوارد باسکرويل در دهم آوريل 1885 ميلادي در شهر نورث پلاتدر ايالت نبراسکاي ايالات متحده امريکا متولد شد و در کالج اين ايالت تحصيلات مقدماتي خود را به پايان رساند. باسکرويل دست پرورده يک مدرسه در پرينستون امريکا بود که پس از پايان دوران تحصيلات خود در 23 سالگي به عنوان معلم در مدارس جديد به کشور ايران سفر کرد. در اين برهه از زمان سابقه ذهني مليون و مردم ايران نسبت به متخصصين روسي و انگليسي بسيار منفي بود و به همين دليل مدارس جديد و تازه تاسيس امريکايي از اقبال بيشتري برخوردار بودند.

مدرسه «مموريال اسکول» در شهر تبريز که در سال 1891 ميلادي تاسيس شده بود از اقبال خوبي در جذب علاقه مندان برخوردار بود و حدود صد نفر شاگرد جذب کرده بود. از جمله اين شاگردان مي توان از شاعر گرانقدر خانم پروين اعتصامي نام برد. باسکرويل آموزگار جواني بود که به دليل علاقه مندي به تفکرات و انديشه هاي معنوي شرق در اين مدرسه مشغول تدريس تاريخ عمومي بود. وي بعداً به موجب درخواست شاگردان ارشد و برخي از معلمان مانند مرحوم شريف زاده، کلاسي نيز براي تدريس حقوق بين المللي داير کرد. پس از بمباران مجلس توسط محمدعلي شاه آزاديخواهان شهر تبريز به سرعت در مقابل اين تعدي شاه جبهه گرفته و کانون مبارزاتي بزرگي عليه ديکتاتوري ايجاد کردند. در اين مقطع باسکرويل در شهر تبريز مشغول تدريس بود.

آشنايي وي با آرا و عقايد آزاديخواهان و به خصوص سيدحسن شريف زاده (از اعضاي مرکز غيبي) و شهادت وي در تبريز در هنگامه محاصره شهر تبريز توسط قواي دولتي(محمد علي شاه) در طول يازده ماه به منظور انهدام مجاهدين و انديشه مشروطيت که منجر به بروز قحطي و مرگ و مير ناشي از آن شده بود تاثير بسزايي در روحيات باسکرويل در همفکري و همکاري با مجاهدان مشروطيت داشت. ويسلن مدير مدرسه مموريال و کنسول امريکا در تبريز با افکار و اقدامات باسکرويل مخالفت کرده و از ستارخان درخواست مي کند که او را از اين کار بازدارد ولي باسکرويل ستارخان را متقاعد کرده بود که به عنوان يک انسان بايد اين حق را داشته باشد که راهي را که انتخاب کرده، ادامه دهد.

عزم باسکرويل در مبارزه عليه ظلم و تجاوز جزم بود به طوري که «مري آن» نامزد باسکرويل نيز نتوانست او را از تصميمش منصرف و با خود به امريکا بازگرداند. باسکرويل که دوره آموزش هاي نظامي را در امريکا سپري کرده بود دست به اقدامي مبتکرانه زد و «فوج نجات» را که متشکل از جوانان شجاع و دلير تبريز بود پايه گذاري کرد و به آموزش نظامي آنها پرداخت. باسکرويل و جوانان فوج نجات عهد و پيمان بسته بودند که در دفاع از آزادي و شهر قحطي زده تبريز در مقابل قواي استبداد تا پاي جان ايستادگي کنند.

با بحراني تر شدن اوضاع تلاش مقامات امريکايي و حتي قواي مشروطه خواه و توصيه هاي شخص ستارخان در منصرف کردن باسکرويل شدت بيشتري گرفت ولي او بار ديگر بر تصميم جدي خود پافشاري کرد.

باسکرويل در پاسخ به کساني که مي گفتند اين جنگي است در ايران و مربوط به ايراني ولي تو يک امريکايي هستي يادآور شده بود که «روح انساني همه مردم جهان يکسان است و تنها فرق من با اين مردم در اين است که من در منطقه اي ديگر از مادر زاده شده ام که آن هم در تصميم من مهم و تاثيرگذار نيست.»

فروردين ماه سال 1288 شمسي، تبريز روزهاي سختي را مي گذراند. شب و روز گلوله هاي توپ و تفنگ از هر سو بر سر مردم شهر مي باريد و شهر از هر سو چنان در محاصره بود که گرسنگي و مرگ همه را پريشان خاطر کرده بود. نيرنگ هاي کنسول هاي روس و انگليس ستارخان و باقرخان را برآن داشت که بار ديگر به جنگي بزرگ برخيزند و اين بار غرب تبريز را برگزيده و برآن شدند که به يکي از مواضع صمدخان از قواي دولتي يورش برند و چون بسيج نيرو مي کردند باسکرويل چنين خواست که فوج نجات در اين حمله پيش قدم باشد.

باسکرويل آن شب از وجد گرفتن رخصت از سردار ملي که رهبري مقاومت را به عهده داشت به خواب نرفته و فوج خود را مهياي مبارزه مي کرد. صبح دوشنبه 30 فروردين 1288 شمسي مصادف با 18 آوريل 1909 اولين کسي که قدم به ميدان جنگ گذاشت و به فوج خود فرمان حمله داد، باسکرويل بود.

باسکرويل در ميدان رويارويي حق و باطل با روحيه اي استوار و عزمي راسخ به نبرد پرداخت تا اينکه قلب پاکش آماج تير دشمنان آزادي قرار گرفت و جان سپرد. مردم مبارز تبريز از کشته شدن جوان شجاع امريکايي در 24 سالگي که حکم مهمان را براي آنها داشت به سختي غمگين شدند و پيکر بي جانش را به شهر منتقل و طي مراسمي باشکوه در گورستان ارامنه به خاک سپردند.

کسروي در شرح مراسم تشييع پيکر وي چنين نوشته است؛ «... شاگردان باسکرويل و دسته فداييان او و ارمنيان، گرجيان و امريکاييان و همه آزاديخواهان از بزرگ و کوچک با دسته هاي گل پيرامون جنازه را گرفته، روانه شدند. همه را اندوه گرفته، پژمرده و افسرده مي بودند. ميانه راه در چند جا پيکره برداشتند و چون جنازه بدين سان به گورستان امريکاييان رسيد، در آنجا يک رشته گفتارهايي رانده شد و شور و خروش سترگي برخاست. از کساني که به گفتار پرداختند بارون سدراک از آزاديخواهان ارمني مي بود و چنين گفت؛ من اکنون بي گمان شدم که مشروطه ايران پيش خواهد رفت زيرا خون پاک اين جوان بي گناه در راه آن ريخته شد.»

سنگ مزار باسکرويل به دستور شيخ محمد خياباني تهيه و بر مزار وي در قبرستان ارامنه در تبريز نصب شد.

پس از کشته شدن هاوارد باسکرويل انجمن تبريز براي قدرداني از وي دستور بافتن قاليچه اي به دست زنان تبريزي را صادر کرد، طرح آن لچک ترنجي و در ترنج وسط آن تصوير باسکرويل با مهارت و چيره دستي نقش بسته و همچنين در اطراف قاب ترنج به دو زبان عبارت زير نوشته شده بود؛ تصوير باسکرويل يادگار قدرشناسي از طرف جمعيت خيريه مرکزي ايران- تبريز.

انجمن تبريز تصميم گرفته بود تفنگ باسکرويل را به همراه قاليچه بافته شده براي مادر وي در امريکا ارسال دارد ولي اين قالي متاسفانه هرگز به دست مادر باسکرويل نرسيد.


 

نوشته شده توسط زهرا ميرزايي پري دوشنبه 29 مرداد1386 موضوع : مقالات | لینک ثابت